رمز داوينچی

 

بالاخره رمز داوینچی اکران شد. این فیلم بر اساس داستانی به همین نام از دن براون به کارگردانی ران هوارد ساخته شده است. نقش پروفسور لانگدن را تام هنکس بازی می کند و به خوبی از ایفای نقش خود برمی آید. پروفسور لانگدن استاد نمادشناسی است و به طور غیرمنتظره ای درگیر ماجرای قتل رییس موزه ی لوور می شود. نقش زن مقابل تام هنکس را اودری توتو بازی می کند که گویی هنوز از نقش املی پولن درنیامده است. شاید تنها نقطه ضعف فیلم بازی ضعیف توتو در نقش نوه سونير باشد. نقشی که بار فراوانی در داستان به دوش دارد و به طور واضح در فیلم این بار را پروفسور لانگدن متحمل شده است نه سوفی نوو. فیلم سعی دارد پرده از ابهام در مورد جام مقدس بردارد و تا آخر داستان این پرده برداری طول می کشید و درست در لحظه ی پایانی است که به نقطه ی اوج می رسیم. همانگونه که تخصص لانگدن نمادشناسی است و اوست که داستان را پیش می برد، در لحظه لحظه ی فیلم باید به نشانه ها دقت کرد. هر صحنه از فیلم، هر نمای نزدیک حتما در جایی برای رمز گشایی به کار می آید. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در داستان براون رمز گشایی از حقیقت جام مقدس با تاکید بر ازدواج، یکی شدن زن و مرد و در نهایت کمال در اثر یگانگی است. تاکید بر ازدواج در فیلم تنها با تاکید بر ادامه ی نسل مسیح تا به امروز دیده می شود؛ در حقیقت می فهمیم مسیح با مریم مجدلیه ازدواج می کند و ثمره ی آن دختری به نام سارا است. اما ادامه ی نسل از طریق زنان بر خلاف دیگر سلاله ها در فیلم نمودی ندارد. در حقیقت حتی انتهای داستان در فیلم تغییر یافته است و به این نکته که به نظر یکی از پایه های اساسی داستان است، توجهی نشده است. در داستان صحنه هایی توصیف می شوند که طی آن به ارزش ازدواج، و به معنای دقیق تر رابطه ی جنسی زن و مرد می رسیم. آن جا که سونير در میان دیگر اعضای فرقه با زنی نزدیکی می کند، درفیلم با صحنه ی کوتاهی نمایش داده می شود که آن قدر تاثیر گذار نیست؛ و به همین صورت تنها تاکید فیلم  بر ازدواج مریم مجدلیه و مسیح باقی می ماند نه پرداختن به هدف غایی از نزدیکی که همانا یگانگی روحها است. در جایی از فیلم به تمدنی باستانی اشاره می شود که نماد طبیعت مردانه و الوهیت نمادی زنانه دارد. پویایی و خوشبختی این تمدن در سایه ی توجه مردم به هردوی این نمادها و برابری جایگاه آنها است، چیزی که بعدها در اثر تعلیمات مردانه ی کلیسا از بین می رود. تلاش داستان یادآوری جایگاه زنانه ی فراموش شده است. تاکید بر ادامه ی نسل مسیح  از طریق مریم مجدلیه و پس از او از طریق دختران خانواده، تلاشی برای یافتن هویت گم شده ی زنان در طول تاریخ است. این خاندان، اگر نگوییم تنها، از معدود سلاله هایی است که خون، اصالت و وابستگی از طریق دختران منتقل می شود، نه از طریق پسران. به این نکته در فیلم توجهی نشده است و حتی آخر داستان به همین منظور در فیلم تغییر کرده است. هرچند با دیدی دقیق و البته با داشتن پیش زمینه ای از کتاب، شاید بتوان به این نکته رسید؛ آن جا که مادربزرگ سوفی  او را وارث می داند؛ ارثی که از مریم مجدلیه به دخترش سارا می رسد و طی قرنها به مادر بزرگ سوفی و در نهایت به خود سوفی می رسد.  

فیلم با تاکید بر برداشتن مرز انسان بودن و تقدس- ازدواج مسیح که او را زمینی می کند و کلیسا به همین دلیل همیشه منکر آن بوده است- برای دو ساعت و نیم شما را بر صندلی میخکوب می کند و هم چون کتاب رمز داوینچی مدتها ذهنتان را به خود مشغول می دارد.

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
صادق

خبرداری که کتابش را مشه پيدا کرد يا نه؟

يک آدميزاد

سلام يه سرکی به ما هم بزن.... ولی فيلممون نکن!

محمد رضا ویژه

به نظر من هنر این فیلم استفاده بسیار از نشانه ها است و اینکه باید به این نشانه ها که در اطراف ما پراکنده اند بیشتر توجه کنیم. معرفی بسیار مفیدی بود و به ظرایف فیلم خوب توجه کرده بودی. من با وجود دیدن فیلم بسیاری از مواردی را که گفته بودی، نفهمیده بودم. پیروز باشی

یک دوست

سلام دینا خانم یک سوال داشتم تصویر چه گوارا که چندی پیش در موردش نوشته بودید را من نفهمیدم چه تصویری است توضیح بدهی خوشحال می شم ممنون

دینا

دوست عزیز! منظورم از تصویر چه گوارا در آپارتمان شماره هفده،‌تکه پارچه ای با نقش صورت چه گورا روی آن است که در این جا جای پرده را گرفته است. امیدوارم پاسختان را گرفته باشید.

Farshooshtar

سلام مرسی.. عجب اطلاعات رديفی.. از کجا گيرش بياريم اين. بايد فيلم جالبی باشه.... دو تا بحث زمين و آسمان و تضاد دو ادغام! منم به بعضی تضاد ها علاقه دارم...

عباسي

سلام دينا جان . متن خوبي بود. به من سري بزن. ممنون

سينا

شبيه افسانه ها شده اي! ديگر همه تو را مي شناسند! تو هم مرا از پيراهن روشن آن سالها بشناس! چه خطوط ِ تاري كه در گذر گريه ها بر چهره ام نشست! چه رشته هاي سياهي كه در انتظار ِ آمدنت سفيد شد! چه زخمهايي كه ... بگذريم! بگذريم! مرا از آستين خيس ِ همان پيراهن آشنا بشناس! ****اگه قابل دونستي به من هم سر بزن ... آپديت اين دفعه با 60 ! پوستر جديد و درخواستي + افشاگري از يک متقلب /پوسترهاي درخواستي از هنرمندان - خوانندگان - ورزشکاران - مذهبي - عاشقانه - رومانتيک - مناسبتي و ... / اگه سفارش داشتي بگو تا ديزاين کنم/ نظر يادت نره