امروز باران نمي باريد. هوا عالي بود و بوي عيد مي داد،‌ مثل هواي اسفند، گرم نبود ولي سرد هم نبود. سوز زمستان بود، ولي بي رمق. آسمان آبي آبي بود با چند تكه ابر سفيد اينجا و آنجا. شيشه ي پنجره  تاب آبي آسمان را نداشت. پنجره را باز كردم. سرم را بيرون بردم تا كمي در هواي عيد باشم كه چشمم به دو رنگين كماني افتاد كه دو طرف شهر را به هم وصل مي كردند. واقعا زيبا بودند. آبي آسمان، سردي بي رمق هوا و رنگين كمان ها فقط مي توانند نويد يك عيد باشند نه چيز ديگر. هرچند اينجا مردم بيشتر دوست دارند روز عيد برف شهرشان را بپوشاند ‌ولي براي من همين هوا بوي عيد را مي آورد. كافي است چشم ببندي تا سبزه و تنگ ماهي را ببيني كه جابجا كنار خيابان مي فروشند. كاسه اي سمنو بخري و تا خانه نرسيده،‌ نيمي از آن را بخوري. هنوز چشم باز نكني و پنجره هاي لخت را ببيني كه پرده هايشان روي بند رخت تاب مي خورد. و تا چشم باز كني پسرك همسايه را مي بيني كه يك بغل ريسه به خانه مي برد تا درخت كاجش را بيارايد. دوست دارم تا فصل خريد سبزه و سمنو و ماهي چشم باز نكنم و همين هوا را در سينه نگاه دارم.

/ 9 نظر / 8 بازدید
بهزاد

آنقدر این هوا را خوب تفسیر کردید که من هم وسوسه شدم یکی از این هواها رو تجربه کنم . اما با این وضعیت کشور ، بهتر است عید نوروز را قبل از این که از تعطیلات رسمی کشور خارج شده و جای خود را به عید فطر بدهد ، تجربه کنیم .

بتسی

همه رو ول کن هادی ساعی رو بچسب!

شهاب

سلام. هر زوت عيد و يلدات مبارک. راستی کريسمس هم مبارک

محمد حسين آسايش

نمی دانم اين چيزهايی که گفتی تافيق از واقعيت و خيال بود يا تلفيقی از کريسمس و عيدنوروز .راستی شب يلدا آنطرفها چه خبر؟و... ضمنا چون چشمانم کم سواست متوجه نشدم اسم شماديتا است يا دينا و...

بهزاد

سلام...چند روزيه كه ميام و با در بسته آبي رها مواجه ميشم . اتفاقي افتاده؟

بهزاد

سلام ،‌ اميدوارم زودتر بهتر بشيد .

توت فرنگي

راستي هوا سرده؟ آقا حسام اين ورها نمي آد؟ سرما نخوره!