دست شکسته

دیشب، خیلی اتفاقی دستم شکست. این که می‌گویم اتفاقی، معنایش این نیست که شکستن دست و پا چیزی باشد که بشود برایش برنامه‌ریزی کرد یا مثلا زمان مشخصی داشته‌باشد.

اتفاقی برایم به این معنی است که مدتهاست از صرافت شکسته‌شدن دست و پایم درآمده‌ام. مدرسه که می‌رفتم خیلی دوست داشتم دست و پایم بشکند. کلی کلاس داشت. کیف و کتاب را بقیه‌ی بچه‌ها برایت می‌آوردند، مجبور نبودی دنبال سرویس بدوی و حتما سرویس منتظرت می‌ماند. ناگفته پیداست که مدتی از انجام تکلیف هم معاف بودی.

حالا، باید دنبال وقت بدوم تا برسم کارهایم را تمام کنم. باید، دخترک را آماده کنم و به مهدکودک برسانم. باید غذا بپزم، و هزار باید دیگر که دست شکسته و وبال گردن هیچ رحمی به دلشان نمی‌آورد.

این است که می‌گویم اتفاقی دستم شکست! آن موقع که دلم می‌خواست دستم بشکند، خیلی زمین می‌خوردم، خیلی اتفاق‌ها می‌افتاد که نتیجه‌ی منطقی آنها باید دستی شکسته می‌شد، اما، مثل این که سفارش دست شکسته خیلی بوده‌است که بعد از این همه سال نوبت به من رسید.

/ 6 نظر / 7 بازدید
پانته آ

ای بابا! خدا بد نده. راست می گی من یادم نمیاد توی n سال گذشته هیچوقت دیده باشم که تو جاییت شکسته باشه. اگه کمکی از من بر می یاد بگو . می دونی که داوطلب سرویس دادن به دخترک هستم!

هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (ع)

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه .

انتشار آگاهی

سرنوشت ايران به چه چيزي بستگي دارد؟ جايگاه ايران در جهان چگونه بايد باشد؟ نقش روساي جمهور در وضعيت حساس و خطرناك ايران چيست؟ براي پاسخ به اين سوالات ، مصاحبه اختصاصي با ايليا ميم رام الله را بخوانيد http://www.abarensan.blogsky.com/

javad

این همه آرزوی بچگی تو سرمون بوده اون وقت چسبیدی به این آرزو

امروز خودم با دسای خودم دستمو شکستم بس که نمک نداشت....[چشمک] امیدوارم زودی خوب شی[گل]