فرانسوی ها اعتقاد دارند آفتاب بهترین چیزی است که می توان به دیگران هدیه داد. وقتی در روز آفتابی به خانه ی کسی بروند، می گویند آفتاب برایتان آورده ایم. البته که در آسمان ابری فرانسه آفتاب در نایابی است، ولی من که عاشق باران و آسمان ابری هستم معنای این حرفشان را درک نمی کردم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امروز صبح با غلغلک نور خورشید بیدار شدم که از لای پرده به اتاقم آمده بود. وقتی بیدار شدم احساس خوبی داشتم. اولین بار بود که که دیدن آسمان بدون لکه ای ابر این قدر خوشحالم می کرد. ته دلم چیزی می گفت امروز روز خاصی است. نمی دانم، شاید!

روز خوبی داشته ام، آهنگی را که دوست داشتم، پیدا کردم و کارهایم خوب پیش رفته اند. منتظر خیلی چیزها هستم، چند تا نامه و بسته ی پستی، سه تا تلفن، یک دوست که همین روزها باید از راه برسد، پاسخ به چند تا درخواست ویک نه دو نه  چند تا خواسته ی خیلی مهم و شخصی! حالا که به خواسته هایم فکر می کنم، به انتهای صف نمی رسم. خواستم بنویسم یکی، دومی به ذهنم آمد که ارزشش کم از اولی هم نبود و بعد به قول فریدون مشیری « این آسیاب گشت و گشت» و فهمیدم حتی خواسته های مهم و شخصی ام هم کم نیستند و فکر نمی کنم امروز با همه ی احساس خوبی که دارم، به همه شان برسم. ولی مهم نیست، حتی اگر امشب هم مثل دیشب باشم، همین حس ناب برایم کافی است.

/ 0 نظر / 10 بازدید