ابه پير

  پدر پير يا به قول فرانسوي ها ابه پير روز دوشنبه در سن نود و چهار سالگي از اين دنيا رفت. امروز تمامي برنامه هاي رسانه هاي فرانسه به او اختصاص داشت. نيك مردي بود كه در زمستان سرد 1954 تحت تاثير مرگ زن كارتن خوابي كه در خيابان جانش را از دست داد، بر فعاليت هايش افزود و توانست لايحه اي را به تصويب برساند كه دولت را موظف مي ساخت براي بي سرپناهان خانه اي فراهم كند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

او پيش از آن هم دست در كار خير داشت و در حد توانش به كارتن خوابها كمك مي كرد، اما زمستان سرد 54 آن قدر سرد بود كه چند كاسه سوپ داغ و چند ليوان قهوه مرگ را عقب نمي انداخت. ايه پير خود از خانواده اي مرفه آمده بود ولي آن قدر بين كارتن خوابها خوابيد تا دردشان را فهميد و خطاب به وزير مسكن وقت گفت:« شما كه از سرما و بي پناهي چيزي نمي دانيد،‌ساكت باشيد!» وزير ساخت خانه اي ارزان توسط دولت را نمي پذيرفت.

ابه پير محدود مرزهاي فرانسه نشد و به كمك مردم مراكش و بنگلادش نيز شتافت. حيوانات هم از لطف او بي نصيب نماندند و بنيادي تاسيس كرد كه براي حيوانات غذا تهيه مي كند تا در فصل سرما تلف نشوند.

او مرد بزرگي بود كه هيچگاه فريب جاه و مقام را نخورد،‌ جايگاه او نزد فرانسويان كمتر از رئيس جمهورشان نيست. سال گذشته فرانسوي ها او را بين ده نفر چهره ي ماندگار تاريخشان انتخاب كردند كه انتخاب بجايي بود. زماني كه او از راديوي لوكزامبورگ براي مردم پيام فرستاد و از آنان براي كمك به بي پناهان ياري خواست، سيل كمك بود كه به سويش سرازير شد. همين امر بسياري از سياستمداران همعصرش را به هراس انداخت. آنان مي پنداشتند با اين اقبال عمومي ابه پير جاي آنها را خواهد گرفت. اما ابه پير تا آخرين روز زندگي همان رداي كشيشي معروفش را به تن داشت و ديگر هيچ! در يكي از اتاقهاي آسايشگاهي كه تاسيس كرده بود، مي زيست. پيش از آن كه ابه پير خير شود، نماينده مجلس بود، اما وقتي به خانه بي خانمان ها آمد ديگر سياست را بازيچه ي بيش نمي ديد. با بسياري از قوانين خشك كليساي كاتوليك مخالفت مي كرد كه همين امر ناخشنودي واتيكان را سبب شد،‌ اما جايگاه مردمي ابه پير مانع از آن شد كه به طور رسمي با او درگير شوند.

ابه پير پدر فرانسوي ها بود و امروز فرانسوي ها مي گفتند كه بي پدر شدند!

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ideh

oops,you have had this weblog and I didn't know :((((( vali khob hala peydaat kardam. raasti yaadam raft begam salam ;))

شهاب

خدا رحمت کند. و شما را حفظ کند

فطرس

وقتی که يک مرد خوب و مفيد برای جامعه از اين دنيا می رود فقط می توان اظهار تاسف کرد. نمی دانم که ديگر چه بگويم... تا بعد يا حق...

آرش

سلام نشنيده بودم تا بحال خيلی جالب بود وبلاگ صميمی و جالبی داريد به من هم سر بزنيد

پريا

جندوقته به وبلاگم سر نمی زنی

شهاب

سلام ممنون از حضورتان. می دونم کدوم سخنرانی استاد رو ميگين. همون که يه جاييش ميگه محرم ببايد بزرگ ترين عيد مسلمونها باشه و به بهترين نحوی جشن گرفته بشه. درسته؟ بارها بهش گوش دادم و اعتقاد دارم. ولی وقتی ما هنوز به اون درجه از رشد و آگاهی نرسيديم که محرم رو جشن بگيريم حداقل می تونيم مثل آدم عزااری کينم. پيروز باشی

زهرا

روی لينک کمپین ۱ میلیون امضا کلیک کردم ولی فیلتر بود ، این فیلترینگ ایران هم از آن پدیدهایی است که هیچ جای دنیا پیدا نمیشود!....نمیدونم توی کامنت های کدوم وبلاگ دیدم اسم دینا کاویانی رو ، بعد دیدم که هم فامیلی هستیم ،کلیک کردم ، راستی منم خیلی پایم که مردم برگردند به رسم و روزگار قاجار

افرا

سلام.... چهرش چه مهربونه و پر رنج.....اما رنجش انگار از زحمتی بوده که کشیده تا آدميتيت رو به ياد آدما بياره....

خودم

کاش يک نفر مثل اين هم تو ايران بود(ممکنه هم باشه) ولی نتوتنه کار کنه. به هر حال خوب ايران الآن با فرانسه اون زمان يه عالم فرق داره.