بحث بالا بردن سطح فرهنگ را نباید به روزی وانهاد که از نظر رفاه اجتماعی به حد مطلوب رسیده باشیم، چه حد مطلوب رفاه اجتماعی، نحوه ی رسیدن به آن و پاسداری از آن خود به فرهنگ و بینش نیاز دارد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بسیاری کشورها هستند که با وجود دارا بودن منابع غنی، قدرت استفاده ی درست را ندارند و بار اصلی بر دوش پایین بودن سطح فرهنگ است. در ایران خودمان هم شاهد این هستیم که عده ای که به هر ترتیب مالی فراهم آورده اند چگونه با رفتار و منش خود آداب و سنن جدیدی را به جامعه عرضه می دارند که به هیچ روی نه ایرانی است و نه مدرن. تنها شتر گاو پلنگی است که به زورپول و ثروت برای خود فراهم آورده اند و باز به مدد همان پول و  قدرت آن را به جامعه تحمیل می کنند. این قشر توانایی رسیدن به رفاه را دارند ولی توان ارایه ی تعریفی از  رفاه را ندارند و چنین است که به مصرف گرایی روی می آورند. این دسته که متاسفانه نه تعدادشان در جامعه کم است و نه قدرت تاثیرگذاری شان  پایین است، به دلیل نبود آموزشهای فرهنگی هویت خویش را از دست داده اند. افراد چون از غم نان فارغ می شوند به جستجوی نام می روند. این جاست که این افراد که با دست پر پول راهی بازار شده اند فریب اولین جو فروش گندم نما را می خورند و هویتی دورغین را به خانه می آورند.

 ای دریغ که امروز بیش ازهر زمان دیگر  بازار چنین سوداگرانی گرم است. چه باید کرد؟ افسوس و دریغ چاره ی کار نیست. باید  بحث رشد فرهنگی را جدی گرفت. باید دارای فرهنگ بود تا رفاه واقعی را جستجو کرد. باید دارای فرهنگ بود تا  دوام و بقای جامعه را حفظ کرد. تا هویت خویش را نشناسیم نمی توانیم از ثروتمان نیز درست استفاده کنیم. بحث فرهنگ را جدی بگیریم. تمام دارایی پایدار یک ملت فرهنگ و هویت آن ملت است.

/ 5 نظر / 3 بازدید
پدرام

سلام دوست خوبم...منم با طرز فکر شما کاملا موافقم و اين چيزهايی که نوشتين عين واقعيت است و چيزی جزاين نيست...به واسطه همين افراد که شاعر ميگه دراين دنيا که حتی ابر نميگريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين دنيا......آخه بين اين دو قشر فاصله ای افتاده است بسيار فاحش........منو از ياد مبر

elmira

می دونی.من فکر ميکنم تو درست می گی.فرهنگ خيلی مهمه و با فرهنگ صحیح خيلی چيزها درست ميشه.ولی حس ميکنم حرف من و تو شده حکايت مرغ وتخم مرغ! هردوی فرهنگ و اقتصاد در کنار هم سازنده اند و هردو مکمل ديگری و سازنده ی ديگری .البته درکنار ملاکهای ديگه.ولی وقتی انقدر تفاوت سطحهای طبقاتی ملموسه خب مشخصه که اين وضعيت بوجود مياد که يکی ژولداره ولی فرهنگ استفاده کردنشو نداره.يکی نداره که بدونه فرهنگشو داره يا نه.بازم ويام به وبلاگت سرميزنم.خوشحالم که کسانی هستن که هنوز ايران و آینده و حالش براشون مهمه.

نرگس

کاملا با هات موافقم ما بايد فرهنگ سازی کنيم از امروز واز هر جايی که هستيم فردا دير است هر کجا که زندگی کنيم فکر و قلبمان رادر ايران جا گذاشتيم .پس می سازمت ای وطن

فرنوش

بحث قشنگی کرده اي. ولی ما متاسفانه سرشار از شعار شده ايم. شعار و تنبلی و نخوت و عدم مسئوليت پذيری. من هم يک روزی عاشق موزه ها بودم و در گذشته اجدادمان کندوکاو می کردم. اما ديگه امروز خسته شدم.ديگه تا کی شعار دهيم که اجداد ما متمدن بودند و اولين سازمان ملل را داشتند و در صنعت و مهندسی سرآمد بودند و ... همه اينها درست و اميه مباهات. اما امروز چی؟

یک دوست

خیلی جالب بود. من هم باهات موافقم و باز هم در این مورد بنویس.