هشتم مارس

این روزها همه ی زندگی ام را دخترک پر کرده است. حتی وقتی خسته می شوم و دل یاد خلوتهای دونفره و بی خیالی ها را می کند، برای یک لحظه هم نمی توانم زندگی بدون دخترک را تصور کنم. کاش هیچ وقت ققنوس جدایی از خاکسترها سر بلند نکند.  فردا، هشتم مارس، روز زن است و این اولین هشتم مارس دخترک است. هشتم مارسی که هنوز در دنیا زنانی هستند که نه تنها نمی توانند به زن بودن خود افتخار کنند که زیر بار زن بودن کمر شکسته اند. هشتم مارسی که هنوز برای زن بودن باید بهای سنگینی پرداخت. جایی زنی به خاطر فریادی که باید به گوش دیگران می رساند، در خانه زندانی شده است. آن سوتر سنگ بر سرش می کوبند تا قصاص گناهی نکرده باشد. کمی آن طرفتر کودک از سینه اش می گیرند، چون می گویند صلاحیت نگهداری فرزند ندارد. چشم می گردانی زنی می بینی بار خانواده بر دوش بی هیچ حقی برای تصمیم گیری چرا که ناقص عقلش می دانند. چشم نبند، به چشم زیبا نمی آید اما باید دید.  دخترکم! تا جان دارم تلاش خواهم کرد تا دنیای بهتری برایت بسازم. تلاش می کنم تا به زن بودنت افتخار کنی، آزاد باشی و مختار به تصمیم گیری. تلاش می کنم تا کسی یارای آن را نداشته باشد که حرمت تو را بشکند. اما عزیز دلم، هیچ یک را آسان به دست نخواهم آورد و بدان بهای سنگینی برای آزادی می پردازیم. پس تلاش کن پاسدار خوبی برای دستاوردهایمان باشی.  هشتم مارس روزی است که به خودمان، هویتمان و جنسیتمان فکر می کنیم؛ به آنچه که هستیم و آنچه که باید بدان برسیم، به آزادی ها و حقوقی که به دست آورده ایم و به راهی که در پیش است. دخترکم! دوست دارم سالهای سال با آزادی و بی هیچ دغدغه ای هشتم مارس را جشن بگیری! این آرزو نه برای تو که برای تمام زنان و دخترانی است که خود را می شناسند یا در راه شناختن خویش گام بر می دارند! برای زنان است!

/ 2 نظر / 10 بازدید
حمید

سلام رفیق عزیز راهمان پر سنگلاغ، راهمان پر از درنده، راهمان طولانی، اما چه باک، رادهمان محکم و اهنین، ما را تو خیابان می کشند ودوباره می زائیم و ریشه قوی تر می زنیم و جنگ . ستیز با نابرابری و نا انسانی را پی می گیریم . بر فریاد و مشت مان می فزائیم تا به دنیای انسانی، دنیای پر از آزادی و بدون گرسننگی و تن فروشی و اعدامم و سنگسار، دنیای انیسان برابر برسیم. من سبدی پر از گل های شقایق برای دخترک ات می اورم . او به روی من قهقه می زند و طنین این خنده در جهان می پیچد و همیشگی می شودو انسانها بر روی یکدیگر می خندند و دنیا پر از خنده می شود. این شندنی است اما با مبارزه طبقاتی کارگران بر علیه سرمایه داران حریص و پر آز و سیری ناپذیر،پس همه کوشش کنیم تا این طبقه از زن و مرد سازمان یابد که راه دیگری در پیش نیست. دخترک را از جانب من ببوس

آیلین

... و کمی این سو تر زنی هست که سالمرگ طرد شدنها و انزوایش را به تنهایی جشن میگیرد... مصیبت زنیتش را....