پیشنهاد غیرمنتظره

هفته‌ی پیش، یکی از شبکه‌های رادیویی با من مصاحبه‌ای انجام داد. برای مصاحبه به رادیو رفتم و خانم دیگری هم برای مصاحبه دعوت داشت.

مدتی را پشت در استودیو منتظر بودیم. او هم کتابی نوشته‌بود و قرار بود با او درباره‌ی کتابش صحبت کنند.

مصاحبه‌ی من اول انجام شد و در همان اتاق انتظار صبر کردم تا هماهنگی‌های لازم انجام شود و راننده آماده شود تا برویم.

هنوز آن خانم برای مصاحبه داخل استودیو نرفته‌بود و ناخواسته شنیدم که به کارگردان برنامه می‌گفت خودش می‌خواهد داستانش را بخواند.

رسم برنامه این بود که مجری بخشی از کتاب یا داستان را به انتخاب خودش می‌خواند و با نویسنده صحبت می‌کرد. حالا، آن خانم دوست داشت خودش داستانش را بخواند.

من که مصاحبه‌ام تمام شده‌بود و برنامه هم پخش زنده بود و امکان نداشت دوباره بروم و بگویم می‌خواهم خودم داستانم را بخوانم. ولی پیشنهاد آن خانم برایم جالب بود.

در مسیر برگشت، رادیوی ماشین روشن بود و حسب اتفاق همان شبکه‌ای بود که با من و آن خانم مصاحبه می‌کرد.

تا برسم خانه، آن خانم داستانش را هم خوانده‌بود. برایم جالب بود حایی مجری از او می‌خواهد که لطف کند و یکی از داستان‌هایش را بخواند. آن خانم چنان یکه خورد و گفت که این پیشنهاد برایش غیرمنتظره بوده‌است که اگر خودم نشنیده‌بودم به کارگردان می‌گوید می‌خواهد یکی از داستان‌ها را خودش بخواند، باور می‌کردم پیشنهاد غیر منتظره بوده‌است.

 

/ 4 نظر / 25 بازدید
درخت ابدی

عجب فیلمی بازی کرده! کاش امکان شنیدن اون مصاحبه‌ی شما وجود داشت.

پریا

دینا از شوخی که بگذیرم مصاحبه ات عالی بود

elahe

احیانا مصاحبه رو ضبط نکردن؟؟؟؟؟[شوخی] ادم ها اصولا جالبن!!!!!!!:|