در پس هم آغوشی زیبای باران و زمین

غنچه ای بیرون زد.

نسیم گذران که خبر را می برد

سنگ به سنگ،‌پرچین به پرچین،‌دشت به دشت

سری هم به د رخانه ی او زد.

صبح فردا زنگ شبنم ها روی سنگ می گفتند:

بهار آمد.

روی پرچین ها

خبر از آمدن روز نو می دادند.

و د ردشت نوایی می گفت:

نوروز رسید!

/ 1 نظر / 7 بازدید
ابوالفضل گودرزی

سلام وبلاگ خوبی داری. حتما یه سر به وبلاگ من هم بزن. پشیمون نمیشی. نظرهم یادت نره. آدرس:www.allread.mihanblog.com