اواخر آبان ماه، مدارکم از دانشکده برای دانشگاه فرستاده شد تا به طور رسمی فارغ التحصیل شوم.

آن موقع، گفتند حدود یک ماه طول می‌کشد تا گواهی موقت حاضر شود.

دو هفته است که یک روز در میان به دنبال مدرکم می‌روم. یک روز سیستم خراب است، روز دیگر بایگانی شلوغ است و این قصه ادامه دارد.

امروز از ساعت نه صبح تا دوازده آن‌جا بودم، در طول این سه ساعت کار کمتر از ده نفر راه افتاد. یعنی حداکثر ده پرونده از بایگانی بیرون آمد. سرعت کار فوق العاده بود.

خوشبختانه، آقایان روسا در اتاقشان را که هیچ، در ساختمان را قفل کرده‌بودند و دو نگهبان هم دم در گماشته بودند که مبادا مورچه‌ای وارد حریمشان شود.

واقعا این مدیریت و این رسیدگی آفرین دارد.

نمی دانم به چه امیدی درس خواندم و فکر کردم دانشگاه کمی از جاهای دیگر بهتر است. واقعا حماقت بود.

/ 9 نظر / 23 بازدید
درخت ابدی

روند کار اداری آدمو بی‌چاره می‌کنه و کم‌تر کسی بدون خرد شدن اعصاب می‌تونه بگذرونش. زیاد نگران وقتی که اون‌جا صرف کردی نباش. این پروسه تموم شه، دوباره نظرت برمی‌گرده و اتلاف وقت نمی‌دونی‌ش دیگه.

سارای

سلام آبی رها نکنه دلسرد بشی یه انتقاد ، چرا همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینی یه کم شاد بنویس دلمون وا بشه[چشمک]

elahe

khoobe be vaghte namaz nakhordin :D

پریا

دینا زندگی را سخت نگیر اینجا همه چیز درهمه ایشالا زودتر مدرکت را بگیری [گل]

راه میانبر

متاسفانه رنگ آسمان دانشگاه هم، تفاوتی با رنگ آسمان غیر دانشگاه ندارد.

دوستدار کارهای شما

خانم کاویانی سلام بعد از مدتها به وبلاگتان سرزدم ولی متاسفانه احساس کردم که سبک نوشتار و مطالبتان تغییر کرده و بیشتر شبیه به گزارش ساده و خودمانی از وقایع کم ارزش روزانه شده که گویا فقط برای تعدادی خاص از مخاطبانتان می نویسید. دیگر خبری از آن صحنه پردازی های زیبا و تخیل های ادبی دلنشین نیست. از شما درخواست دارم حتی همین خاطراتی که می نویسید را با پرداخت زیباتر ارائه نمائید. با تشکر